يحيى دولت آبادى

134

حيات يحيى ( فارسى )

جنگى كه موافقت با او داشته باشد برگزيند به دو جهت فايده ميبرد يكى دورى از شر وزير جنگ معزول و ديگر استفاده نمودن از مساعدت وزير منصوب و بدست داشتن رشتهء امور نظامى اينست كه تمام قوه خود را صرف معزول كردن كامران ميرزا مينمايد در صورتى كه شاه راضى باينكار نيست كه قوهء نظامى از اختيار او خارج گردد از امين السلطان و هركس را كه او بوزارت جنگ انتخاب كند اطمينان ندارد پس به اين ملاحظه كار امين السلطان سخت است و شايد درجه سختى آن را هم او خود درست احساس نمينمايد . اوايل جمادى الثانيه يكروز با مخبر السلطنه صحبت ميدارم كه من كار اتابك را صحيح نميدانم و عاقبت خوش براى او نيست زيرا امكان ندارد در ميان اين دو فشار جان بسلامت درببرد و لابد از يكطرف و يا از هردو طرف خواهد خورد مخبر السلطنه ميگويد چه ضرر دارد ملاقاتى از او بنمائيد و حضورا صحبت داشته خير و صلاح او را بگوئيد ميگويم مضايقه ندارم قرار ميدهيم شبى باهم بقيطريه رفته او را ملاقات نمائيم ميرويم و سه نفرى صحبت طولانى ميداريم نگارنده ميگويد كار شما را خوش نميبينم اين ترتيب كار سرحدات اين اوضاع حضرت عبد العظيم و شيخ فضل اللّه اين وضع مجلس اين وضع دربار آن نامساعدتى شاه آن مخالفت كامران ميرزا اين بدگمانى فوق العاده تندروان ملت از شما اين پيشرفت نكردن كارها عاقبت اين كار چه خواهد شد ميگويد نقلى ندارد من هنوز كيفهاى سفرى خود را باز نكرده‌ام و خيال سفر هندوستان دارم حركت كرده ميروم و هر كار ميخواهند بكنند ميگويم گمان نميكنم بشما فرصت بدهند بانجام اين خيال موفق گرديد بهتر اين است كه اگر راستى از عهدهء كار برنميآئيد جان خود را از خطر نجات داده در خانه خود بنشينيد و مردم را هم از معطلى و نگرانى خلاص كنيد بلكه بتوانند چاره‌ئى بروزگار خود بنمايند مخبر السلطنه ميگويد راستى من هم خسته شده‌ام اگر حقيقة شما خيال استعفاء نداريد من از وزارت علوم استعفاء خواهم داد و گوشه‌ئى به خيال خود مينشينم باز نگارنده ميگويد بعضى از ملتيان از من خواسته‌اند اينحرف را بشما بگويم زياده از يك هفته فرصت نداريد يا كار را يكطرفى كنيد و يا استعفاء